1+

سفرنامه مجارستان ، بوداپست : اولویت اصلی و انگیزه من در این سفر دیدن بوداپست بود ، نمی دونم چرا ولی دربارش قبلا شنیده وخونده بودم که زیباست و احتمالا با اون چیزهایی که مد نظر منه همخونی داره و خوشم می یاد ازش که همین جور هم شد.
برنامه سفرم چند بار تغییر کرد مسیرهاش ، ولی بوداپست ثابت بود توش ، تو این سفر می خواستم پراگ یا برلین رو هم ببینم ، که با توجه به مدت محدود ۸ روزه به این نتیجه رسیدیم که دو تا شهر رم و بوداپست رو با خیال راحت و وقت آزاد ببینیم بهتره تا با عجله ۳ تا کشور رو بریم ، و از این برنامه سفر هم بعدش راضی بودیم ….
عصر ساعت حدود ۵ رسیدیم فرودگاه بوداپست ، واحد پول مجارستان فورنیت HUF هست و باید پول رو تبدیل کنید البته با یورو هم حساب می کنن ولی فورنیت یک مقدار بصرفه تره.

تو فرودگاه با شاتل فرودگاهی مستقیم با نفری ۷ یورو می شه رفت مرکز شهر و هتل ، یک راه دیگه هم هست که هزینه کمتری داره و ما استفاده کردیم ، با اتوبوس شماره ۲۰۰ که ایستگاه تو فرودگاه داره رفتیم اولین ایستگاه مترو آبی و از اون جا با مترو مستقیم رفتیم هتلمون هر مسیر یک طرفه ۳۵۰ فورنیت بود ما یک ۲۰ یورو تو فرودگاه چنچ کردیم هر یورو ۲۵۰ فورنیت حساب کرد یعنی حدود هر فورنیت ۲۰ تومن که مسلما فرودگاه کم بر می داره و تو شهر ۳۰۶ تا ۳۱۰ فورنیت حساب می کردن که ۱۶ تومن می شد به پول ما ، اسم مترو نزدیک هتل ما Oktogon و خط زرد بود.
اسم هتلمون که ۴ شب و شبی ۵۰ یورو رزرو کرده بودیم Medosz Hotel که هتل سه ستاره با امتیاز خیلی خوب و صبحانه عالی و شیک و تمیز در وسط خیابون اصلی شهر به اسم Andrassy قرار داشت و به همه جا نزدیک بود.

(نکته طبقه ۷ به بعد هتل بازسازی شده است و ما تقاضا کردیم اونجا به ما اتاق دادن ) جلو هتل ما هم یک بازار کریسمس قشنگ که دیدن این بازارها یکی از اهداف سفر بود قرار داشت .
تقریبا از آخرهای نوامبر و اول دسامبر بازارهای کریسمس تو اکثر شهرهای که کریسمس رو جشن می گیرن برگذار می شه ، که بوداپست یکی از شهرهایی است که بهترین و معروف ترین بازارهای کریسمس رو داره تو جهان.
ما تونستیم ۵ تا از این بازارها رو تو بوداپست بازدید کنیم ، تو این بازارها وسایل تزئینی ، عروسک انواع شکلات و کارهای دست ساز و … وجود داره و البته غرفه های عرضه غذا که خیلی طرفدار داره و انواع غذاهای مخصوص به مجارستان رو می شه دید و امتحان کرد ، که ما هم از غذای مجاری خیلی خوشمون اومد و خوشمزه بود . همچنین برنامه های متنوعی هم مثل نمایش ، اسکیت روی یخ یا پاتیناژ ، و همچنین بازدید از بابا نوئل و رقص و ….. هم طبق برنامه هر روز در یکی از بازارها برگذار می شه …..

اون شب ، شب تولد گل دختر من بود ، وسایل رو گذاشتیم و کمی استراحت کردیم از تو نت دنبال یک کیک فروشی خوب دوروبر هتل گشتم و پیدا کردم ، از رسپشن هم آدرس یک رستوران خوب نزدیک هتل رو گرفتیم که درست اونور خیابون روبرو هتل رو آدرس داد به اسم Menza ، اومدیم بیرون خیابون آندرسی به شکل بسیار زیبا تزئین شده بود جهت کریسمس ، سر خیابون یک کیک شاپ دیدیم که کیک های خوشگلی گذاشته بود تو ویترینش داشت هم تعطیل می شد ، یک کیک خریدم ازش فکر کنم ۳۷۰۰ فورنیت و رفتیم رستوران ، رستوران بزرگ و خیلی شلوغ و مرتبی بود ، گفتیم می خوایم تولد بگیریم و گفتن یک قسمت بشینیم تا برامون میز خالی بشه و ، از منو رستوران با توجه به راهنمایی که یکی از گارسونهای خوش اخلاق برامون با توجه به عکسهای تریپ ادوایزر و نوع انتخاب گوشت از غذاها انجام داد ، دو تا غذا به اسم Sertéspaprikás galuskával که یک نوع گولاش با گوشت گوساله و پاستا بود و و دومی استیک گوشت بره با سبزیجات و نوشیدنی سفارش دادیم که مزه و کیفیت هر دوش عالی بود قیمتش هم ۸۵۰۰ فورنیت شد، کیک و تولد هم عالی بود . …..

و تولد عسلی بابا رو تو این شب زیبا و سرد تو بوداپست همون طور که می خواستم ، با خاطره خوش برگزار کردیم و امیدوارم به همه آرزوهاش برسه این فرشته کوچولو ………
فردا صبح رفتیم رستوران هتل برا صبحانه ، خیلی از صبحانه این هتل تعریف شده بود و عکسها هم همین رو نشون می داد و از نظر ما هم کامل بود و هیچ چیز کم نداشت مخصوصا دستگاه های ساخت انواع کافه و قهوه که برای من کاپوچینو در همه مدل هاش خیلی خوشمزه بود .

اولین جایی که باید می دیدیم چیزی نبود جزء ساختمان پارلمان و رودخانه دانوب ، میانگین دما تو آتن و رم ۱۶ و ۱۷ درجه بود ، ولی اینجا ۱ تا ۵ درجه و حتی زیر صفر ، هوا آفتابی آسمان صاف ولی سوز سرما سر صبح حسابی احتیاج به لباس مناسب داشت ، پیاده تا پارلمان رفتیم که یک ربعی راه بود ، پارلمان بوداپست نمای بسیار زیبایی داره و برای اینکه کامل تو کادر عکس بیفته باید از اون ور رودخانه زیبا دانوب عکس گرفته بشه و از این ور تو یک کادر همش بعلت وسعت نمی یوفته ، حس و حال قشنگی بود دیدن پارلمان و دانوب از نزدیک و همین طور کفشهای بیاد مانده از قربانیان جنگ جهانی با نازی ها ، قلعه ماهیگیر و کاخ های اون سمت رودخانه و پل معروف آهنی و تپه گلرت تو اون هوای تمیز و سرد……..

پیاده از کنار رودخانه به سمت بازار معروف و محلی شهر به اسم Great Market Hall حرکت کردیم که یک بازارچه کریسمس هم کنار این بازار برقرار بود ، بازار مارکت هال ، که خیلی بزرگ و در دو طبقه و زیرزمین ساخته شده به این صورت است که در طبقه اول انواع سوغاتی های مجارستان از قبیل پاپلیکا در طعم های مختلف شیرین ، تند و دودی عرضه می شه در بسته بندی های متفاوت و متنوع و همینطور میوه و انواع گوشت و…. به فروش میرسه و در طبقه دوم فروشگاه های غذاهای مجارستانی و نمادهای شهر بوداپست و مجارستان و … برای تست غذاهای سنتی و خرید وجود داره ؛ من عاشق این بازارها و محیطش هستم . خریدی نکریدم و فقط دیدیم و خرید رو گذاشتیم برای روز آخر .

در مسیر برگشت به هتل چند تا هدیه کوچک هم خریدیم و با مترو برگشتیم هتل برای استراحت . عصر برنامه بازید از یکی از اولین معروف ترین بازارهای کریسمس بوداپست در St. Stephen’s Basilica که کلیسا اصلی و بزرگ شهر است رو داشتیم ، از هتل ۱۰ دقیقه پیاده راه بود و تو مسیر سالن اپرا که جلوش یک درخت کریسمس بزرگ بود رو هم دیدیم ، بازار کریسمس که در محوطه جلو کلیسای سنت استفان برگزار شده بود بزرگ و پر جنب و جوش بود و اولش هم با یک نمایش روی دیوار کلیسا با موضوع بابانوئل و سانتا و هدیه هاشون با آهنگ زیبا اجرا شد که قشنگ بود ، و بعدش عسلی تو پیست پاتیناژ که رایگان بود و کفش هم می دادن به بچه ها ، خیلی قشنگ بازی کرد ، و انواع و اقسام غذاها و نوشیدنهای گرم مثل شراب داغ و هات شاکلت و …. هم فراوان و مهیا با جمعیت مشتاق وجود داشت .

از اونجا به سمت بزرگترین بازار کریسمس بوداپست که در در میدان Vörösmarty برگذار شده بود حرکت کردیم و تو مسیر چرخ و فلک بوداپست که به اسم چشم بوداپست معروفه رو هم دیدیم ، اسمش شبیه چرخ و فلک لندن بود ولی فقط اسمش ، خیلی کوچیک بود نسبت به لندن .

Vörösmarty térفروشندگان غذا و هدایای کریسمس در میدان VörösmartyBudapest یکی از جذاب ترین (و مقرون به صرفه) بازار کریسمس در اروپا رو برگذار می کنه ، که درمیدان Vörösmarty (10 نوامبر – ۳۱ دسامبر) در مرکز شهر هر ساله برگذار می شه .تو این بازار ما سوسیس معروف به اسم kolbice که کبابی و شبیه هات داگه ولی بزرگتر و با گوشت گوساله.

اون شب ۶ دسامبر بود و فرداش جشن روز سنت نیکلاس (Mikulás در مجارستانی) در تاریخ ۶ دسامبر برگذار می شد ، تو این روز بابانوئل یا به مجاری Mikulás (معادل محلی سانتا کلاوس) هدایای کوچک مثل شیرینی و شکلات و میوه ها رو در بسته قرمز به بچه ها هدیه می ده .

تو کشورهایی که این روز رو جشن می گیرن از جمله مجارستان شب قبلش بچه ها با ذوق و شوق کفش یا جوراب خودشون رو از پشت در منزل آویزون می کنن و صبح که از خواب پا میشن اگه بچه خوبی باشن می بینن که بابانوئل توی کفش و و یا جورابشون هدیه گذاشته واسشون ، همیشه همراه بابانوئل یک شیطان شاخ دار هم همراهی می کنه اون رو که میگن به بچه های بد شاخ هدیه میده ….!!!

عسلی ما هم با ذوق وشوق نیم پوت جدید طلایی شو رو با سیم تلفن به پشت در اتاق هتل آویزون کرد و صبح که از خواب بیدارش کردم و گفتم برو ببین برات هدیه گذاشته یا نه ، یک دفعه پرید از جاش و دید اییییی تو کفشش پر شکلات و اسمارتیزه و یک هدیه که خودش از قبل دوست داشت ، بابانوئل شب واسش آورده گذاشته…..!!!! . بچم سورپرایزشد و خیلی ذوق زد .
برنامه امروز بازدید از میدان قهرمان بود و همچنین بازدید از باغ وحش قدیمی بوداپست که یکی از قدیمی ترین های اروپاست ، پیاده به سمت میدان قهرمان راه افتادیم که در ابتدای خیابان آندرسی قرار داره ، تو مسیر ساختمون معروف ترور رو هم دیدیم ، هوا ابری بود امروز، تو این مدت سفر از بارون و برف خبری نبود

این میدان باشکوه اثری از معمار مشهور، Albert Schickedanz است که مسئولیت ساخت موزه‌ی هنرهای زیبا را هم برعهده داشت. یکی از دیدنی‌های این میدان، بنای یادبود هزاره است؛ ستونی ۳۶ متری که بالای آن مجسمه‌‌ای از Archangel Gabriel قرار گرفته و در اواخر قرن نوزدهم رونمایی شده است. حوالی پایه‌ی ستون گروهی از اسب‌سواران برنزی دیده می‌شود که معرف Magyar Prince Árpád و شش جنگجوی همراهش است. در طرف دیگر ستون، چند ردیف ستون به شکل نیم‌دایره قرار دارد که بین آنها تندیس‌هایی از فرمانروایان مجارستان قرار گرفته است. در مقابل بنای یادبود هزاره، یک بنای یادبود دیگر برای سربازان گمنام وجود دارد.

پشت میدان یک پیست پاتیناژ بزرگ و شلوغ بود که باید کفش همراه می بود که ما نداشتیم و نرفتیم ، یک قلعه زیبا هم در پارک سیتی وودلند که پشت میدان هست بود که محل عالی برای عکس گرفتن ، حموم و استخرهای آب گرم معروف Széchenyi نیز تو این پارک هست که جزء برنامه های ما برای فردا بود ، رفتیم سمت باغ وحش و ورودی نفری حدود ۲۵۰۰ فورنیت جمعا ۷۵۰۰ تا دادیم و وارد شدیم . از محیط ، فضا و حیونات باغ وحش و موزه ها مختلف اون خیلی خوشمون اومد مخصوصا که وقت غذا دادن به حیونات اونجا بودیم ، و بعضی هاشون رو برای اولین بار از نزدیک می دیدیم ، و تجربه جالبی بود هم برای ما و هم دخترمون ….

حدود ۳ ساعت یا بیشتر اونجا بودیم و آخرش هم سرسریع از خیلی جاهاش رد شدیم و می شد بیشتر وقت گذاشت ، ساعت ۴ تا ۵ عصر برنامه بازدید از بابانوئل واقعی تو میدون Vörösmarty برگذار می شد و ما می خواستیم حتما اون رو ببییم مخصوصا که دخترم که دیشب سانتا رو از پشت تو موتور چهار چرخ دید ولی اون گاز داد و رفت و از روبرو ندیدش خیلی اصرار داشت ببینش .
تو همین حین یک بابانوئل و شیطان تو باغ وحش از روبرومون اومدن و دوتاشون با خوشحالی عسلی رو بغل کردن و باهاش عکس گرفتن و و دو تا شکلات بابانوئلی از کیسه اش در آورد و به دخترم هدیه داد و اون هم خوشحال که بلاخره بابانوئل رو از نزدیک دید .

کنار دریاچه پارک نهار خوردیم و به پرنده ها غذا دادیم و با مترو مستقیم رفتیم میدون Vörösmarty که همون بازار کریسمس اصلی بود و دیدیم یک صف طولانی از بچه و خانواده هاشون برای دیدن بابانوئل که توی یک غرفه تزئین شده نشسته بود تشکیل شده ، مردم یکی یکی می رفتن و بابانوئل که ظاهر پیر ومهربونی داشت رو بغل می کردن و عکس می گرفتن و یک هدیه کوچیک به بچه ها می داد ما یک یک ربعی واستادیم دیدم حالا حالا ها صف تکون نمی خوره و بی خیال سانتا شدیم و برگشتیم هتل با مترو سمت هتل.

اومدیم دیدم تو بازارچه کریسمس کنار هتل یک بابانوئل و و شیطان بی کار نشستن و سرشون هم خیلی خلوته رفتیم جلو و از تو کیسه ش یک عالمه شکلات داد به عسلی و باهاش عکس هم گرفتن ، و خوب شد اون صف طولانی رو منتظر نموندیم و به قول معروف یار در خانه و ما گرد جهان می گردیم …..
بعد استراحت و شامی در هتل ، تنهایی رفتم دوباره بیرون برای دیدن رودخانه دانوب و پلها و پارلمان و مناظر دیگر با نورپردازی شب که جزء واجبات سفر به بوداپست هست و دیدنش در شب لازمه و نتیجش عکسهای زیبایی شد که تو این شب ثبت کردم .

تو روز آخر سفرمون که فرداش دیگه باید برمی گشتیم ایران ، اول از همه رفتیم کنیسه یهودیان که دومین کنیسه بزرگ بعد نیویورک هست و سپس بعد از خرید تو یک فروشگاه که اتفاقی به چشمون خورد و قیمتهاش مناسب بود با اتوبوس شماره ۶۱ رفتیم به سمت قلعه ماهیگیر و کلیسا معروفش اون بالا و اون سمت رودخونه ، از قلعه ماهیگیر نمای زیبا و کاملی از شهر و رودخانه و پارلمان دارید و همچنین ورودبه محوطه قلعه رایگانه و با اون هوای آفتابی و صاف ونسبتا گرم در مقایسه با روزهای قبل تصاویر زیبایی رو در کنار هم ثبت کردیم ، دوباره با همون خط ۶۱ رفتیم به اولین ایستگاه مترو و با عوض کردن۳ خط آبی و سبز و قرمز رسیدیم به بازار مارک هیل برای خرید سوغاتی و یادبود مجارستان و بوداپست ، که خرید انواع پاپریکا به عنوان سوغات و نماد بوداپست حدود ۲۲٫۰۰۰ فورنیت برامون هزینه برداشت .

ما روز آخر سفر کارت ۲۴ ساعته رو به قیمت نفری ۱۶۵۰ فورنیت خریدیم ، چون امروز و فردا برای مسیر فرودگاه بیشترین استفاده رو می خواستیم از سیستم حمل و نقل عمومی داشته باشیم و این کارت خیلی بصرفه تر بود از یک طرفه خرید کردن بلیط برای بچه هم رایگانه ، تو امروز هم برعکس روزهای قبل مامورین هم تو خود مترو و ایستگاه ها چندین بار تو مسیرهای مختلف بلیط ها رو چک کردن که کسی بدون بلیط سوار نشده باشه چون روزهای قبل بغیر از بعضی ایستگاه های مترو کسی بلیط ها رو چک نمی کرد ولی امروز چند بار دیدیم جاهای مختلف چک شد و کسانی که نداشتن جریمه می شدن .(کارت های۲ روزه ۳ روزه و هفتگی هم داره )

ما هم برگشتیم هتل وسایل رو گذاشتیم و هوا تاریک شده بود ساعت ۴٫۵ و وسایل و حوله برداشتیم و با مترو رفتیم پارک City Woodland و آب معدنی معروف Széchenyi ، بلیط اینجا به نسبت گرون بود نفری بدون کابین ۴۹۰۰ فورنینت و برای بچه بالا ۲ سال هم کامل می گرفتن ، اونجا یک دسبندهایی می دن که باهاش می شه کمدهایی رو که درش بازه رو وسایل رو گذاشت و بست .

این مجموعه شامل چندین استخر و حوضچه و انواع سونا و …. در داخل محوطه سرپوشیده است که خودش بصورت سقف های بلند و کاخ مانند و آب تمیز معدنی سرد و گرم با درجات مختلف درست شده و از همه جالب تر و بهتر استخرهای روباز داخل محوطه بیرون است ، که وسطی با آب ولرم فقط مخصوص شنا و باید کلاه شنا همراه داشته باشید و دو تا طرفین با آب با دمای ۳۸ درجه مخصوص آرامش و استراحت و مخصوصا تو هوای صفر درجه ماه دسامبر بوداپست که بخار آب و سرمای بیرون و گرمای داخل تجربه فراموش نشدنی رو برای ما رقم زد و لذت این سفر رو در شب پایانی برای ما دو چندان کرد و آرامش همراه با ریلکس و حال خوبی بهمون دست داد . تجربه این حموم و مجموعه آبی و اگه وقت باشه سایر مجموعه های آبی تو این شهر زیبا بوداپست رو حتما باید امتحان کرد عالی بود.

با مترو برگشتیم میدون Vörösmarty و به خاطر دختری رفتیم KFC و یک سطل بزرگ ۱۵ تیکه به همراه ۲ بسته سیب زمینی و نوشابه به دلخواه شارژ سفارش دادیم شد حدود ۳۰۰۰ فورنیت ، ولی پشیمون شدم که زیاد سفارش دادم چون دیگه میلی برای تست غذاهای مجارستانی نداشتیم و وقتی هم دیگه نبود، تو برگشت به هتل هم هر چقدر خواستیم از شیرنی ها رولی آتیشی مخصوص بوداپست بخریم و تست کنیم دیدیم میلی اصلا برای خوردنش نداریم و انشالله تو سفرهای بعدی …..

شب آخر سفر هم طبق توصیه دوستان تراموا شماره ۲ که از کنار رودخانه دانوب و دیدنی های اصلی بوداپست رد می شه رو سوار شدیم و گشت آخرمون رو در بوداپست به پایان رسوندیم .
فردا بعد از خوردن صبحانه ساعت ۹ تسویه کردیم و از هتل خارج شدیم و با مترو و همون اتوبوس ۲۰۰ رفتیم سمت فرودگاه که اونم دقیقه نودی رسیدیم و با استرس نرسیدن کارت پرواز هواپیمایی پگاسوز رو گرفتیم و اتوبوس آخر بودیم که با چند نفر دیگه سوار هواپیما شدیم و رفتیم سمت استانبول .

بوداپست به نظر من زیبا ، باشکوه و دیدنی هست واقعا ، ما ۴ شب اونجا بودیم و باز همه جاهایی که تو برنامه سفرم بود رو نشد ببینیم ، بوداپست رو باید دید کشوری در اروپای مرکزی که بعضی وقتا بهش پاریس اروپای شرقی هم می گن ، قیمتها مناسب تر بود به نسبت با غذاها و دسرها خوشمزه …. و در کل حال خوبی داشت بوداپست و مجارستان برای ما ، و به همین خاطر امیدوارم روزی دوباره بهش سفر کنم ……………….